یادمه اولین روزی که رفتم سرکار بخاطر اینکه از اون روز به بعد 8 ساعت دیگه تو خونه نبودم بابامو داداشم کلی گریه کرده بودن (البته اینو یکسال بعد وقتی از دهن مامانم پرید فهمیدم جالبیش اینجا بود مامانم هیچ واکنشی نشون نداده بود .
.
.
آخه بابام خیلی مغروره و لی بعدش فهمیدم دلش مثله یه گنجیشکه
خوش به سعادتت اینا دعا میکنن من یه لحظه از خونه برم بیرون نفس راحت بکشن
یادمه اولین روزی که رفتم سرکار بخاطر اینکه از اون روز به بعد 8 ساعت دیگه تو خونه نبودم بابامو داداشم کلی گریه کرده بودن (البته اینو یکسال بعد وقتی از دهن مامانم پرید فهمیدم جالبیش اینجا بود مامانم هیچ واکنشی نشون نداده بود


.
.
.
آخه بابام خیلی مغروره و لی بعدش فهمیدم دلش مثله یه گنجیشکه
خوش به سعادتت اینا دعا میکنن من یه لحظه از خونه برم بیرون
نفس راحت بکشن
اخیییییییییییییییی چه بامزه
دلت بسوزه دختر که نیسی
چرا کی گفته من دختر نیستم به جون خودم دخترم میتونی از بچه های پرستاران جوان یا اقای نجفی بپرسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جدی؟؟
من فکر میکردم پسری
وای عزیز دلم معرفی کن خودتو بیشتر اشنا شیم
چرا فک میکردی پسرم مگه تیپ کامنتا یا حرف زدنم به پسرا میخوره؟
من تنها نویسنده ی دختر بچه های پرستاری جوانم به نظرخودم بچه ی بدی نیستم خیلیم گیر نیستم درسمم بد نیست جزء بچه های متوسط کلاسم پرستاری هم میخونم دیگه تازه مشهدیم هستم بسه یا بازم برات بگم ؟اگه سوالی داری میتونی بپرسی
اخه اینجوری که نمیشه اشنا شد
تو نظرات فامیلیتو میزاشتی فکر میکردم پسری خو به من چه عزیزم
عمه شیوا !!!



ایکبیری
راس میگه ها ! دختر یه چیز دیگه س ! مخصوصا وقتی اسمش سارا باشه ! دنیایی ِ برا خودش ... :دی
جمع کن خودتو ایکبیری
فکر کنم اون مرده پدربزرگشه نه پدرش
شما متن پر محتوارو ول کردی ایراد عکسو میگیری