ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه .
تادهنشو وا می کرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه .
دست کردم تو آکواریوم درش آوردم .
شروع کرد از خوشالی بالا پایین پریدن .
دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . اینقده بالا پایین پرید خسه شد خوابید .
دیدم بهترین موقع تا خوابه دوباره بندازمش تو آب.
ولی الان چند ساعته بیدار نشده .
یعنی فکرکنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب...
تو هنوز زندهای یعنی ؟
دعا کن دیگه تموم شه
نفس های اخر خیلی درد داره
عیب نداره مرگ لذت زندگیه
برای یکی مثل تو اوره
ایشالله که دوباره بیدار بشی
ایشالا
elahiiiii begardaaaaaaaaam
میام دورت بگردم میگی گشتن نداره
نمیدونی چه کردی که این دل بیقراره
یه دل نه صد دل عاشق ولی انگار نه انگار
مطی جون بیا وسط
chashm vasatam miyam barat.....\:D/
خیلی دوست دارم باهات اشنا بشم
؟
همش تو با من میحرفی و من نمیتونم
ایدی وبلاگی چیزی نداری
انشاء شیوا، 5 ساله از (مثلا) تهران
خب تهرانم دیگه
اورین سن منو از کجا حدس زدی
آخـــــــــــــــی چقده کسری خواب داشته طفلک
میبینی تورو خدا
اذیتش نکن بذار بخوابه
حتما عزیزم