این روزها آرامم!
آنقدر که از پریدن پرنده ای غافل
ودر هیچ خیابانی گم نمی شوم
این روزها آسان تر از یاد می روم
آسان تر فراموشم می کنند
...می دانم!
اما شکایتی ندارم...
آرامم!
گله ای نیست...انتظاری نیست
اشکی نیست...بهانه ای نیست
این روزها تنها آرامم...
یک وحشی آرام!
آنقدر آرام که به جنون چندین ساله ام شک کرده ام!
می ترسم نکند مرده باشم و خودم هم ندانم...؟
سلام نمیدونم به اخرتش فکر نکردم فقط اینو میدونم که دیگه این دنیا حای موندن من نیست
من نمیتونم زن دیگه ای رو به جای اون تو زندگیم راه بدم
اگه خیلی خیلی سنگ دل بشم نهایتا با یکی دوست بشم اما ازدواج محاله
واسه همین میخوام که نباشم
نمیدونم شاید تو راست بگی اما قلب و احساس من مرگو ترجیح میده
تو چه اتفاقی برات افتاده؟
میام بلاگ خودت ج میدم
اخرش زندگی تموم میشه با کلی سختی و بدبختی
پس چرا من زودتر خودمو خلاص نکنم؟
جوابتو تو نظرات خودم میدم
منم اومدم اونجا ج دادم
این روزها از ذهنم بیرون نمیروی نمیدانم چرا.
چون که من نتوانستم تو را از فکرم بیرون کنم
یعنی نتوانستم فراموشت کنم.
قسمتی از شعر یه آهنگ ترکیه ای.
میسی شعر زیباییه
سلام
.
بیا به روز کردم.
.
همین الان آخرین امتحان و دادم.
تو که کشتی مارو بابا
کاش صبح از خواب بلند بشم برم دستو صورتمو بشورم بیام تو اتاق ببینم هنوز خوابیدم هر چی مامانم صدام میکنه بلند نمیشه تن خسته من
خدا نکنه
دیگه نشنوم از این حرفا بزنیا
آنقدر آرام که به جنون چندین ساله ام شک کرده ام!
می ترسم نکند مرده باشم و خودم هم ندانم...؟
چه قدر وحشتناکه....
اره عزیزم